تبليغاتX
قلندر شب


حالم بد نيست غم کم می خورم
کم که نه! هر روز کم کم می خورم

آب می خواهم، سرابم می دهند
 
عشق می ورزم عذابم می دهند

خود نمی دانم کجا رفتم به خواب
 
از چه بيدارم نکردی؟ آفتاب!!!!

خنجری بر قلب بيمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند


+ نوشته شده توسط آراد در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 10:7 |
+ نوشته شده توسط آراد در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:52 |
دوران بقا چو ابر صحرا بگذشت...
+ نوشته شده توسط آراد در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 10:58 |

ــ به کجا چنبن شتابان ؟

گون از نسيم پرسيد

ــ دل من گرفته ز اين جا ،

هوس سفر نداری

ز غبار اين بيابان ؟

ــ همه آرزويم ، اما

چه کنم که بسته پايم ...

ــ به کجا چنين شتابان ؟

ــ به هر آن کجا که باشد ، به جز اين سرا ، سرايم

_سفرت بخير اما تو و دوستی ، خدا را

چو از اين کوير وحشت به سلامتی گذشتی،

به شکوفه ها ، به باران ،

برسان سلام ما را ......................

+ نوشته شده توسط آراد در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 12:8 |

اگر چشمان من درياست تويي فانوس شبهايش

اگر حرفي زدم از گل تويي مفهوم و معنايش

+ نوشته شده توسط آراد در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 9:43 |

+ نوشته شده توسط آراد در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 11:59 |