تبليغاتX
قلندر شب - ...

چه کردي با من؟... ميخواهم بنويسم...اما از چه؟ از کي؟ و براي چي؟... وجود ملتهبم در انتظار گذشت لحظه هاست... اما براي شنيدن چه کلامي؟... مي خواهم بنويسم... از تو.. از اين نيامدن و قصد رفتنت... مي خواهم بنويسم اما دستهايم مي لرزد... چه کردي با من؟... چه خواستم ز تو که دريغ ميکني؟چه خواستي که نکردم؟... غم نبودنت به جانم نيشتر ميزند اما درماني نيست که به مقابلش روم... آخر تو تنها اميد بودي تنها دعاي شبانه ام...

+ نوشته شده توسط آراد در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 13:20 |